مطالعات نشان دادهاند که تقریبا ۵۰٪ کاربران، در صورتی که بارگذاری یک صفحه وب بیش از ۳ ثانیه به طول انجامد، آن صفحه را ترک خواهند کرد. بنابراین، بهینهسازی FCP در وردپرس بهعنوان یکی از راهکارهای کلیدی برای کاهش زمان بارگذاری و حفظ کاربران، اهمیت بالایی پیدا میکند. با افزایش استفاده از اینترنت موبایل در سراسر جهان نیز سرعت صفحات وب به عاملی مهم و حیاتی تبدیل شده است.
در عین حال، همواره درک این موضوع که برای ارزیابی عملکرد یک وبسایت باید از چه شاخصهایی استفاده شود، آسان نیست. در حالی که برخی مدیران وبسایتها به Time to First Byte (TTFB) یا زمان دریافت اولین بایت اتکا میکنند، گروهی دیگر بر این باور هستند که شاخصهای کاربرمحور نقش مهمتری در بهینهسازی FCP در وردپرس و ارتقای تجربه کاربری ایفا مینمایند.
First Contentful Paint (نمایش اولین محتوا) و Largest Contentful Paint (نمایش بزرگترین محتوا) روی تجربه کاربر متمرکز هستند و بهعنوان روشی برای اندازهگیری سرعت بارگذاری قابل درک، معرفی شدهاند. شاخصهای FCP و LCP در مجموع حدود ۱۰٪ از امتیاز کلی عملکرد وبسایت را که توسط گوگل محاسبه میشود، به خود اختصاص میدهند.
طی این مقاله، شاخصهای FCP و LCP و همچنین نحوه استفاده از معیارهای کاربرمحور برای حذف هرگونه تأخیر در نمایش محتوا به بازدیدکنندگان وبسایت، با تمرکز بر بهینهسازی FCP در وردپرس مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
Core Web Vitals گوگل
Core Web Vitals مجموعهای از شاخصهای کاربرمحور هستند که سرعت و واکنش گرایی یک وبسایت را ارزیابی میکنند. این مجموعه شامل سه شاخص است:
Largest Contentful Paint (LCP)
First Input Delay (FID)
Cumulative Layout Shift (CLS)
برای عبور موفق از ارزیابی Core Web Vitals، یک وبسایت وردپرسی باید بر اساس دادههای میدانی جمعآوریشده کاربران واقعی توسط Chrome User Experience Report، در هر سه شاخص امتیاز "Good" یا "خوب" کسب کند. بهبود این شاخصها، بهویژه از طریق بهینهسازی FCP در وردپرس، موجب ایجاد تجربه کاربری بهتر، کسب رتبه بالاتر درون نتایج جستجو و نهایتا افزایش نرخ تبدیل خواهد شد.

تصویر(1)
در حالی که First Contentful Paint جزء سهگانهٔ Core Web Vitals محسوب نمیشود اما عملکرد مناسب آن برای یک وبسایت وردپرسی در فضای وب، از اهمیت زیادی برخوردار است. بنابراین، بهینهسازی FCP در وردپرس بهعنوان یکی از پیشنیازهای بهبود تجربه کاربری، همواره مورد توجه متخصصان سئو و توسعه وب قرار دارد.
First Contentful Paint (FCP) چیست؟
First Contentful Paint یک شاخص عملکرد کاربرمحور است که مدتزمان لازم برای رندر شدن نخستین بخش از محتوا را اندازهگیری میکند. این شاخص، نقطه شروع درک کاربر از بارگذاری صفحه را مشخص مینماید و مبنای اصلی بهینهسازی FCP در وردپرس به شمار میرود.
مدت زمانFCP ، لحظهای را مشخص خواهد کرد که مرورگر هر نوع متن، تصویر (از جمله تصویر پسزمینه یا لوگو) را رندر میکند. دستیابی به مقدار مناسب FCP باعث میشود کاربر اطمینان پیدا کند که صفحه وب درخواستشده، اندکی پس از نمایش اولین عنصر محتوا، بهطور کامل بارگذاری خواهد شد؛ موضوعی که هدف اصلی بهینهسازی FCP در وردپرس محسوب میشود.
مقدار مناسب First Contentful Paint برای وردپرس چقدر است؟
بر اساس معیارهای گوگل، مقدار مناسب First Contentful Paint بین ۰ تا ۱٫۸ ثانیه در نظر گرفته میشود. گوگل FCP را در سه دسته زیر ارزیابی میکند:
خوب: بین ۰ تا ۱٫۸ ثانیه
نیازمند بهبود: بین ۱٫۸ تا ۳ ثانیه
ضعیف: بیش از ۳ ثانیه
نحوه اندازهگیری FCP
برای اندازهگیری FCP و LCP در وبسایت وردپرسی، میتوان از ابزارهای متنوعی مبتنی بر دادههای آزمایشگاهی (Lab Data) و دادههای میدانی (Field Data) استفاده کرد. دادههای آزمایشگاهی نتایج تستهای خودکار را نمایش میدهند، در حالی که دادههای میدانی، اطلاعات دقیقتری درباره نحوه تعامل کاربران واقعی با وبسایت ارائه میکنند و برای فرآیند بهینهسازی FCP در وردپرس نقش تعیینکنندهای دارند.
۹ روش برای بهینه سازی First Contentful Paint در وردپرس
بهینه سازی First Contentful Paint و Largest Contentful Paint به تسریع فرآیند تحویل محتوا و حذف عوامل منفی تأثیرگذار بر تجربه کاربری کمک خواهد کرد. در ادامه، نحوه بهبود FCP و LCP برای وبسایت وردپرسی در قالب ۹ گام تشریح شده است.

تصویر(2)
۱. بهبود Time To First Byte (TTFB)
Time to First Byte نشاندهندهٔ مدتزمان لازم برای پاسخ سرور به درخواست HTTP ارسالشده از سوی مرورگر کاربر است. این مرحله، نخستین گام در فرایند تحویل محتوا به شمار میرود و نقطهای را مشخص مینماید که وب سرور شروع به ارسال محتوای درخواستشده میکند.
TTFB معیاری برای سنجش کیفیت پیکربندی پشته نرمافزاری (Application Stack) مورد استفاده در زیرساخت سرور محسوب میشود. به همین دلیل، انتخاب هاست وردپرسی باکیفیت از اهمیت بالایی برخوردار است.
باید اطمینان حاصل شود که وب سرور بهدرستی برای پشتیبانی از میزان ترافیک روزانهٔ وبسایت وردپرسی پیکربندی شده است. هنگام تعیین تعداد پردازشهایی که وب سرور میتواند ایجاد کند و همچنین تعداد درخواستهایی که هر پردازش قادر به مدیریت آنها است، باید به میزان حافظهٔ سرور توجه شود.
۲. استفاده از کش در سطح سرور
وبسایتهای ایستا به دلیل تعداد بسیار کمتر پردازشهای بک اند، عملکرد بهتری دارند. اگرچه امکان استفاده از وردپرس بهعنوان یک سیستم مدیریت محتوای بدون رابط کاربری وجود دارد اما اغلب وبسایتهای وردپرسی پویا هستند.
وردپرس برای ایجاد وبسایتهای پویا و مبتنی بر پایگاه داده استفاده میشود؛ به این معنا که بخش عمدهای از محتوا در پایگاه دادهٔ وردپرس ذخیره شده و برای تشکیل یک صفحهٔ وب باید بازیابی و با فایلهای قالب ترکیب گردد. این فرایند، هستهٔ اصلی رندر محتوا را تشکیل میدهد.
کشینگ با ذخیره نسخههای ایستا محتواهایی که اخیراً ارائه شده است، زمان بارگذاری وبسایت را کاهش میدهد. این نسخهها میتوانند شامل نتایج کوئریهای پایگاه داده وردپرس یا حتی کل صفحات وب باشند. به جزء مواردی که صفحهٔ وب شامل اطلاعات شخصیسازیشده برای هر بازدیدکننده است، استفاده از کش در سطح سرور میتواند به بهبود FCP و LCP کمک کند. اطمینان از بهکارگیری راهکار مناسب برای کش صفحه و کش اشیاء (Object Caching) در وردپرس، ضروری است.
۳. حذف منابع مسدودکننده رندر
منابع مسدودکننده رندر به هر عنصری اطلاق میشود که زمان بارگذاری صفحه وب را افزایش داده و بر عملکرد کلی وبسایت و تجربه کاربری تأثیر منفی میگذارند. کاهش منابع مسدودکننده رندر، مسیر بحرانی رندر را کوتاهتر کرده و به شکل محسوسی به بهینهسازی FCP در وردپرس کمک میکند.
طی فرآیند رندر محتوا، وردپرس آدرسی را که در مرورگر باز شده است تحلیل کرده و مجموعهای از پارامترهای کوئری را ایجاد میکند که برای درخواست از پایگاه داده استفاده میشوند. صفحه وب نهایی حاصل ترکیب چندین عنصر از جمله HTML،CSS و JavaScript است.
مرورگر پیش از رندر صفحه وب باید تمامی منابع را دانلود کند که این فرآیند میتواند زمانبر باشد و موجب ترک وبسایت توسط کاربر شود. کاهش تعداد منابع مسدودکننده رندر، مسیر بحرانی رندر (Critical Rendering Path) را کوتاهتر کرده و به بهبود FCP در وردپرس کمک میکند.
۴. CSS حیاتی درونخطی (Inline Critical CSS)
ممکن است وبسایت وردپرسی بهگونهای پیکربندی شده باشد که CSS را بهصورت غیرهمزمان بارگذاری کند که این امر منجر به نمایش محتوای بدون استایل در مرورگر خواهد شد.
مرورگرها تا زمانی که تمامی فایلهای CSS فراخوانی شده در بخش <head> صفحه وب بارگذاری، تحلیل و اجرا نشوند، رندر محتوا را به تعویق میاندازند. شناسایی CSS حیاتی (حداقل فایلهای CSS موردنیاز برای نمایش محتوای اولیه صفحه) و استفاده از آنها به صورت درونخطی، کلید کسب FCP و LCP مناسب است.
۵. به تعویق انداختن جاوا اسکریپت
فایلهای جاوا اسکریپت یکی از رایجترین منابع مسدودکننده رندر هستند. مشابه CSS حیاتی با تغییر اولویت بارگذاری جاوا اسکریپت میتوان FCP و LCP را بهبود داد.
هنگام برخورد مرورگر با تگ <script>...</script> در فرآیند بارگذاری HTML، اسکریپت مربوطه باید پیش از ادامه اجرا شود. با به تعویق انداختن جاوا اسکریپت توسط ویژگیdefer، مرورگر فایلها را پس از ساخت درخت DOM بارگذاری کرده و بدین ترتیب موانع رندر محتوا حذف میشوند.

تصویر(3)
۶. استفاده از CDN
شبکه توزیع محتوا (CDN یا Content Delivery Network) نقشی حیاتی جهت دستیابی به بازدهی بالا و بهبود FCP و LCP در وردپرس ایفا میکند. CDN با نزدیکتر کردن محتوا به بازدیدکنندگان و حذف تأخیر (Latency) میتواند سرعت لود وبسایت را بهبود دهد. CDN منابع اضافی را در سرور خود جهت کش و رندر محتوای ایستا بدون نیاز به ارسال درخواست برای سرور مبدأ فراهم میکند. ترکیب وردپرس و CDN، صرفنظر از نوع محتوای میزبانیشده، میتواند تأثیر چشمگیری بر FCP و LCP داشته باشد.
۷. اجتناب از ریدایرکتهای 301
ریدایرکتها مراحلی هستند که مرورگر برای تحویل محتوای درخواستشده باید طی کند. مرورگر با دنبال کردن مسیر ریدایرکت، ناچار به ارسال چندین درخواست وب متوالی جهت دریافت صفحه وب خواهد بود.
چندین ریدایرکت دائمی 301 میتواند تأثیر منفی قابل توجهی روی عملکرد وبسایت داشته باشد و منجر به افزایش Time to First Byte شود. از آنجا که TTFB نقشی کلیدی جهت بهینه سازی FCP و LCP در وردپرس دارد بنابراین تعداد ریدایرکتها باید به حداقل برسد.
۸. ارائه تصاویر با فرمت WebP
در حالی که CDN میتواند به تسریع تحویل تصاویر کمک کند اما بهینه سازی تصاویر گام حیاتی دیگری در بهبود عملکرد وبسایت و دستیابی به FCP و LCP مناسب محسوب میشود. از آنجا که تصویر اغلب بزرگترین عنصر محتوایی یک صفحه است، سرعت تحویل آن اهمیت بالایی دارد. اگرچه بارگذاری تنبل (Lazy Loading) میتواند مؤثر باشد اما برای تصاویر حیاتی نباید مورد استفاده قرار گیرد.
دو جنبه اصلی در بهینه سازی تصاویر، انتخاب فرمت و حجم مناسب است. تصاویر باید بدون افت محسوس کیفیت فشردهسازی شوند. انتخاب فرمت صحیح تصویر میتواند نتایج بهتری به همراه داشته باشد. ابزارهای متعددی که اغلب توسط شبکههای توزیع محتوا ارائه میشوند، امکان تطبیق تصاویر با ویژگیهای دستگاه کاربر را فراهم میکنند. این کار ضمن بهبود تجربه مرور کاربر، فشار کاری روی سرور مبدأ را نیز کاهش میدهد.
WebP فرمت تصویری پیشنهادی گوگل است. تبدیل تصاویر به این فرمت میتواند بهبود عملکرد قابل توجهی ایجاد کرده و FCP و LCP را در وردپرس بهبود دهد. حتی وردپرس در حال بررسی افزودن قابلیت تبدیل خودکار JPEG به WebP درون هسته اصلی پلتفرم است. اگرچه این قابلیت از نسخه ۶.۱ وردپرس حذف شد اما احتمال دارد در نسخههای اصلی آینده مجدداً ارائه شود.

تصویر(4)
۹. حذف افزونههای بلااستفاده
افزونهها قابلیتهای پیشفرض وردپرس را گسترش داده و امکانات جدیدی به وبسایت اضافه میکنند. با وجود صدها هزار افزونه در دسترس، مدیران وبسایتهای وردپرسی اغلب صرفا چند افزونه فعال دارند. افزونهها حجم کد اجرایی را افزایش میدهند. افزونههای حجیم و با کدنویسی ضعیف میتوانند منجر به افت عملکرد شده و بر FCP و LCP وبسایت تأثیر منفی بگذارند.
جمع بندی: آغاز بهینه سازی FCP در وردپرس
First Contentful Paint و Largest Contentful Paint از مهمترین شاخصهای کاربرمحور برای سنجش عملکرد وبسایت وردپرسی و تجربه کاربری کلی محسوب میشوند.
این دو شاخص با ثبت زمان "نمایش اولین محتوا" و "نمایش بزرگترین محتوا" در صفحه وب، مشخص میکنند که آیا کاربر در سایت باقی خواهد ماند یا آن را ترک می کند. با توجه به اینکه LCP یکی از سه شاخص Core Web Vitals گوگل است،FCP و LCP در مجموع حدود ۱۰٪ از امتیاز عملکرد کلی وبسایت وردپرسی را تشکیل میدهند. پیروی از ۹ گام مطرحشده، به کاهش چشمگیر تأخیر رندر محتوا و دستیابی به رتبه بهتر در گوگل کمک خواهد کرد.
با توجه به نقش این شاخصها جهت امتیازدهی گوگل، اجرای اصولی بهینهسازی FCP در وردپرس همراه LCP، میتواند موجب کاهش تأخیر رندر محتوا، بهبود تجربه کاربری و دستیابی به رتبه بهتر درون نتایج جستجوی گوگل شود.