برای یک متخصص سئو، کمتر مسئلهای به اندازه کاهش چشمگیر ترافیک ارگانیک سایت میتواند نگرانکننده باشد. موفقیت در نتایج سئو به توانایی تحلیل عمیق دادهها، شناسایی دقیق محل افت عملکرد و ارتباط دادن نشانهها با علت اصلی مشکل کاهش ترافیک ارگانیک بستگی دارد.
این فرایند تا حدی شبیه یک تحقیق واقعی است؛ پیش از شناسایی عامل مشکل یا درک انگیزه آن، باید شواهد جمعآوری شود. در بررسی سئو، این شواهد از طریق بخشبندی دادهها به دست میآیند.
در این مقاله، روشهای مختلفی برای تحلیل و تفکیک دادههای عملی ارائه میشوند تا شواهد ارزشمندی برای بررسی دقیق کاهش ترافیک ارگانیک و پیشبرد تحلیل سئو فراهم شود.
استفاده از دادهها برای تایید وجود مشکل سئو
کاهش ترافیک ارگانیک لزوماً به این معنا نیست که یک مشکل سئو وجود دارد. نخست باید مشخص شود که آیا واقعاً مسئلهای مرتبط با سئو وجود دارد یا خیر. در نهایت، ممکن است علت افت ترافیک سایت کاملا به عامل دیگری مربوط باشد. در چنین شرایطی، صرف زمان، هزینه و منابع برای یافتن و رفع مشکلی که اساساً وجود ندارد، اقدامی غیرضروری و اتلاف منابع خواهد بود.
آیا مشکل از سیستم ردیابی (Tracking) است؟
در بسیاری از موارد، آنچه بهعنوان افت شدید ترافیک دیده میشود، تنها نتیجه یک مشکل در سیستم ردیابی سایت می باشد. برای تشخیص عملکرد صحیح سیستم ردیابی، لازم است چند مورد در دادهها بررسی شود.
اولین مورد، افتهای همزمان و مشابه در کانالهای مختلف است. باید از محدوده جستجوی ارگانیک فراتر رفت و وضعیت سایر منابع و کانالها را بررسی کرد.
اگر افت رتبه قابل توجهی در بخش هایی مانند ایمیل، تبلیغات پولی و سایر منابع دیده شود و این افت با کاهش ترافیک جستجوی ارگانیک همزمان باشد، احتمالا سیستم ردیابی بهدرستی کار نمیکند و دادههای مربوط به کاهش ترافیک ارگانیک نیز تحت تأثیر قرار گرفتهاند.
مورد دیگری که باید بررسی شود، ناهماهنگی میان دادههای داخلی و دادههای Google Search Console است. البته همیشه مقداری اختلاف میان داده های First Party و ترافیک ارگانیک گزارششده در سرچ کنسول وجود دارد اما اگر این اختلافها در بازه زمانی مورد بررسی به شکل قابلتوجهی بیشتر شده باشند، میتواند نشانهای از مشکل در ردیابی باشد.
آیا مشکل به برند مربوط میشود؟
ترافیک جستجوی ارگانیک گوگل به 2 دسته اصلی تقسیم میشود:
- ترافیک مرتبط با برند: ترافیکی که از جستجوهای کاربران شامل نام برند یا عبارتهای مرتبط با آن ایجاد میشود.
- ترافیک غیربرند: ترافیکی که از جستجوهای عمومی و بدون نام برند به دست میآید؛ یعنی کاربر بدون اشاره به نام برند، محصول، خدمت یا موضوعی خاص را جستجو میکند.
ترافیک غیربرند بهصورت مستقیم تحت تأثیر فعالیتهای سئو قرار دارد. در مقابل، ترافیک مرتبط با برند بیشتر از فعالیتهایی تأثیر میگیرد که در سایر کانالهای بازاریابی انجام میشوند.
زمانی که کاربر نام برند را در جستجوی خود وارد میکند، یعنی از قبل با برند آشنا می باشد. این کاربر یا قبلاً به سایت مراجعه کرده یا از طریق فعالیتهای بازاریابی در کانالهایی مانند روابط عمومی، تبلیغات پولی شبکههای اجتماعی و سایر مسیرهای مشابه با برند مواجه شده است.
وقتی فعالیتهای بازاریابی در سایر کانالها کاهش پیدا میکند، برند در معرض دید کاربران کمتری قرار میگیرد. در نتیجه، افراد کمتری برند را میبینند و تعداد جستجوهای مرتبط با نام برند نیز کاهش مییابد.
همچنین اگر دیدگاه مشتریان نسبت به برند منفی شود، تعداد افرادی که از طریق جستجو مجددا به سایت بازمیگردند کمتر خواهد شد. در چنین شرایطی ممکن است کاهش ترافیک ارگانیک ناشی از افت جستجوهای برند باشد. در هر دو حالت، موضوع الزاماً یک مشکل سئو نیست اما برای تأیید این موضوع، لازم است دادهها تفکیک شوند.
در Google Search Console با مراجعه به بخش Performance تمام کوئریهایی که شامل نام برند هستند را حذف کنید. سپس دادهها را با بازه زمانی قبلی مقایسه نمایید؛ معمولاً مقایسه سالبهسال برای در نظر گرفتن اثرات فصلی مناسبتر است. همین کار را برای کوئریهایی که شامل نام برند نیستند نیز انجام دهید.
اگر ترافیک غیربرند ثابت مانده اما ترافیک برند کاهش پیدا کرده باشد، مشکل به برند مربوط است.

تصویر(1)
نکته: هنگام فیلتر کردن کوئریها، اشتباهات تایپی کاربران جهت نوشتن نام برند را نیز در نظر بگیرید. برای مثال، در Gray Dot Co تعداد زیادی جستجوی برند با عبارتهایی مانند «Gray Company» و «Grey Dot Company» مشاهده میشود. با استفاده از عبارت ساده Regex مانند "gray|grey" میتوان فعالیتهای جستجوی مرتبط با برند را شناسایی کرد؛ مواردی که در غیر این صورت ممکن است از تحلیل دادهها حذف شوند.
آیا کاهش ترافیک ارگانیک ناشی از تقاضای فصلی است؟
واضحترین نمونه تقاضای فصلی، خریدهای مناسبتی در سایتهای فروشگاهی است. برای مثال، محصولی مانند جواهرات را در نظر بگیرید. بیشتر افراد هر روز جواهرات خریداری نمیکنند؛ بلکه معمولاً آنها را برای مناسبتهای خاص تهیه مینمایند. برای بررسی و تایید اثرات فصلی میتوان از Google Trends استفاده کرد.
با بررسی روند علاقه کاربران به عبارت "jewelry" طی پنج سال گذشته، مشخص می شود که بیشترین میزان جستجو در ماههای نوامبر و دسامبر ثبت شده است.
برای سایتی که در زمینه فروش جواهرات فعالیت میکند، طبیعی است که میزان ترافیک در سهماهه اول سال نسبت به سهماهه چهارم کاهش داشته باشد.

تصویر(2)
در این مثال از یک نمونه برای توضیح بهتر موضوع استفاده شده است اما در واقعیت، اثرات فصلی بسیار گستردهتر و اغلب نامحسوستر هستند. این موضوع حتی بر کسبوکارهایی که انتظار نمیرود تغییرات فصلی قابلتوجهی داشته باشند، تأثیر میگذارد.
بهترین روش برای درک میزان تأثیرگذاری فصلها، بررسی دادههای جستجوی ارگانیک بهصورت سالانه است. این مقایسه کمک میکند تا مشخص شود که آیا کاهش ترافیک ارگانیک ناشی از الگوهای طبیعی بازار است یا به مشکلات دیگر ارتباط دارد.
آیا کاهش ترافیک ارگانیک ناشی از افت تقاضای بازار است؟
متخصصان سئو باید علاوه بر بررسی اتفاقات داخلی، روندهای خارجی را نیز زیر نظر داشته باشند. بخش مهمی از این فرایند، بررسی میزان تقاضای ارگانیک برای موضوعات و محصولاتی است که نقش اصلی را در فعالیتهای برند دارند.
محصولات ممکن است محبوبیت خود را از دست بدهند، فناوریها منسوخ شوند و رفتار مشتریان تغییر کند؛ اینها بخشی از واقعیت دنیای کسبوکار هستند. زمانی که تعداد مشتریان احتمالی در بازار کاهش پیدا کند، فرصتهای کمتری برای دریافت کلیک و ایجاد سشن وجود خواهد داشت.
برای نمونه، دوربینهای دیجیتال را در نظر بگیرید. با پیشرفتهتر شدن دوربینهای تلفنهای همراه، محبوبیت دوربینهای دیجیتال کاهش پیدا کرد. با کاهش محبوبیت این محصولات، تعداد جستجوهای مرتبط با دوربین نیز کمتر شد.

تصویر(3)
البته در سالهای اخیر، این محصولات میان نسلهای جوانتر مجددا مورد توجه قرار گرفتهاند. افزایش تعداد جستجوها به معنای افزایش فرصت جذب ترافیک خواهد بود.
تمام این تغییرات را میتوان با بررسی فضای جستجو در Google Trends مشاهده کرد؛ از کاهش علاقه کاربران به دلیل پیشرفت فناوری گرفته تا افزایش تقاضا که تحت تأثیر تغییرات اجتماعی ایجاد میشود.

تصویر(4)
زمانی که میزان تقاضا برای یک صنعت، محصول یا موضوع خاص در بازار کاهش پیدا میکند، باید بررسی شود که آیا کاهش ترافیک ارگانیک برند متناسب با افت کلی تقاضا اتفاق افتاده است یا خیر.
آیا آمار ترافیک های پولی، جستجوی ارگانیک را از بین میبرد؟
حتی اگر یک URL از سایت در نتایج ارگانیک رتبه خوبی داشته باشد، تبلیغات همچنان جایگاه بالاتری در SERP خواهند داشت. بنابراین، اگر یک سایت برای همان کوئری که در نتایج ارگانیک رتبه دارد تبلیغ اجرا کند، تبلیغ بهصورت طبیعی کلیکهای بیشتری دریافت خواهد کرد.
فرض کنید بخش قابلتوجه ترافیک ارگانیک یک سایت از چهار یا پنج صفحه فرود محصول تأمین میشود. اگر برند برای همان صفحات و کوئریها تبلیغات فعال کند، کلیکهایی که پیشتر به نتیجه ارگانیک اختصاص داشتند، به سمت تبلیغ هدایت میشوند.
این موضوع میتواند تأثیر قابلتوجهی بر آمار ترافیک ارگانیک داشته باشد. با این حال، کاربران همچنان از همان کوئریها برای ورود به URLها استفاده میکنند. برای بررسی دقیق این موضوع، سشنها را بر اساس صفحات فرود از هر دو منبع استخراج کنید. سپس دادههای مربوط به قبل از تغییرات تبلیغات پولی را با دوره بعد مقایسه نمایید.

تصویر(5)
اگر صفحات فرود اصلی بهطور مداوم افزایش مثبت در دادههای تبلیغاتی نشان دهند و این افزایش، کاهش ترافیک ارگانیک را جبران کند، در واقع افت ترافیک سایت محسوب نمی شود بلکه بخشی از ترافیک به کانال تبلیغات پولی منتقل شده است.
تقسیمبندی دادهها برای یافتن مشکلات سئو و تحلیل کاهش ترافیک ارگانیک
پس از اینکه مشخص شد کاهش ترافیک ارگانیک به یک مشکل سئو مرتبط است، میتوان بررسی دقیقتر دادهها را آغاز کرد. بخشبندی دادهها به روشهای مختلف، کمک میکند تا مشکلات بخشهای مختلف مشخص شده و الگوهای پنهان شناسایی شوند. تنها پس از این مرحله میتوان ارتباط میان مشکلات موجود و علت اصلی آنها را پیدا کرد و یک استراتژی مناسب برای بازیابی عملکرد طراحی نمود.
1. لینک (URL)
بیشتر متخصصان سئو، تحلیل ترافیک ارگانیک را با فیلتر کردن دادهها بر اساس URL آغاز میکنند. این روش نشان میدهد کدام صفحات با مشکل مواجه شدهاند و امکان بررسی آنها برای یافتن فرصتهای بهبود را فراهم میکند.
همچنین این روش به شناسایی الگوهای مشترک میان صفحات کمک خواهند کرد؛ موضوعی که پیدا کردن علت مشکلات گستردهتر را آسانتر میسازد. برای مثال، اگر یک سایت در صفحات لیست محصولات خود با کاهش ترافیک مواجه شود، ممکن است نشاندهنده وجود مشکل در قالب این صفحات باشد.
با این حال، بخشبندی دادهها بر اساس URL زمانی که همراه دادههای تبدیل (Conversion Data) بررسی شود، به پاسخ یک سوال بسیار مهم کمک میکند:
آیا واقعاً این ترافیک اهمیت دارد؟
کلیکها تنها زمانی ارزشمند هستند که به تعاملات ارزشمند تجاری مانند تبدیلها یا مشاهده تبلیغات منجر شوند. برای برخی سایتها مانند رسانههای آنلاین، خود ترافیک بهتنهایی ارزش دارد؛ زیرا کاربران پس از ورود به سایت تبلیغات را مشاهده میکنند و سایت همچنان درآمد کسب میکند.
اما برای برندهایی که هدف اصلی آنها افزایش تبدیل می باشد، این ترافیک ممکن است کمارزش تلقی شود. یک مقاله وبلاگی در بخش ابتدایی قیف فروش (Top-of-Funnel) ممکن است به دلیل رتبه گرفتن برای کلمات کلیدی با حجم جستجوی بالا، ترافیک زیادی ایجاد کند. اگر همین مقاله یکی از صفحات فرود ارگانیک اصلی سایت باشد، کاهش ترافیک ارگانیک در این صفحه میتواند موجب افت قابلتوجه بازدید سایت شود.
اما کاربرانی که از طریق این کلمات کلیدی پرتعداد وارد سایت میشوند، لزوماً مشتریان مناسبی نیستند. بررسی نرخ تبدیل بر اساس صفحات فرود میتواند به برندها کمک کند تا مشخص کنند آیا کاهش ترافیک واقعاً به درآمد نهایی کسبوکار آسیب وارد کرده است یا خیر.
2. کوئری
فیلتر کردن عملکرد بر اساس کوئری میتواند به شناسایی عبارتها یا حوزههای موضوعی که نیازمند بهبود هستند کمک کند. گاهی این فرایند به سادگی توسط مقایسه عملکرد طی بازههای زمانی مختلف در گوگل سرچ کنسول انجام میشود؛ سپس دادهها بر اساس میزان کاهش کلیک مرتب شده و الگوهای مشخص بررسی میشوند.
اگر الگوهای واضحی وجود نداشته باشند و کاهش ترافیک ارگانیک در میان تعداد زیادی از کوئریها پراکنده شود، در این مرحله خوشه های موضوعی میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
3. خوشهبندی موضوعی با هوش مصنوعی برای شناسایی کاهش ترافیک ارگانیک
استفاده از AI برای خوشه های موضوعی به شناسایی سریع ارتباطات احتمالی میان کوئریهایی که با کاهش عملکرد مواجه شدهاند کمک میکند. ابتدا وارد سرچ کنسول شوید و بخش performance را بر اساس Query فیلتر کنید؛ سپس کاهشهای سالبهسال (YoY) در تعداد کلیکها و میانگین رتبه را بررسی نمایید.

تصویر(6)
در مرحله بعد، فهرست کوئریها را استخراج کرده و با استفاده از اسکریپتهای یادگیری ماشین (ML)، کلمات کلیدی را در گروههای موضوعی مختلف دستهبندی کنید.
فهرست حاصل از گروهبندیهای معنایی (Semantic Groupings) میتواند نشان دهد که اعتبار موضوعی (Topical Authority) وبسایت در کدام حوزهها کاهش یافته است. این نوع تحلیل بهویژه زمانی مفید خواهد بود که کاهش ترافیک ارگانیک در چندین خوشه محتوایی بهصورت همزمان مشاهده شود.
این اطلاعات به تعیین دقیقتر حوزه تمرکز برای بهبود محتوا و سایر بهینهسازیها کمک میکند تا اعتبار سایت در زمینه موضوعات یا محصولات موردنظر مجددا تقویت شود.
4. شناسایی اهداف کاربر (User Intent)
زمانی که کاربران با استفاده از عبارتهای مشخصی جستجو انجام میدهند، نوع محتوایی که انتظار دارند مشاهده کنند و هدف آنها از جستجو، بر اساس Query متفاوت است. این انتظارات کاربران را میتوان در 4 دسته کلی تقسیمبندی کرد:
|
هدف کاربر (User Intent) |
توضیحات (Objective) |
|
اطلاعاتی (بالای قیف فروش - Top of Funnel) |
کاربران به دنبال یافتن پاسخ برای پرسشها، توضیحات یا اطلاعات عمومی درباره موضوعات، محصولات، مفاهیم یا رویدادهای مختلف هستند. |
|
تجاری (میانه قیف فروش - Middle of Funnel) |
کاربران علاقهمند به مقایسه محصولات، مطالعه بررسیها و جمعآوری اطلاعات پیش از تصمیمگیری برای خرید هستند. |
|
تراکنشی(پایین قیف فروش - Bottom of Funnel) |
کاربران قصد انجام یک اقدام مشخص مانند خرید محصول، ثبتنام در یک سرویس یا دانلود فایل را دارند. |
|
ناوبری |
کاربران آشنا با برند، از موتور جستجو بهعنوان یک مسیر سریع برای یافتن یک وبسایت یا صفحه وب مشخص استفاده میکنند. |
جدول(1)
با استفاده از User Intent میتوان اهداف کاربران را شناسایی کرد؛ اهدافی که سایت یا صفحات آن نتوانستهاند پاسخ مناسبی برای آنها داشته باشند.
اگر بخش عمدهای از کوئریهایی که با کاهش کلیک و افت رتبه مواجه شدهاند، ماهیت اطلاعاتی (Informational) داشته باشند، میتواند نشانهای از ضعف در محتوای وبلاگ سایت باشد. اگر این کوئریها بهصورت مداوم ماهیت تجاری (Commercial) داشته باشند، ممکن است نیاز باشد نحوه مدیریت صفحات جزئیات محصول یا لیست محصولات بررسی شود. در چنین شرایطی، تحلیل هدف جستجو یکی از موثرترین روشها برای ریشهیابی کاهش ترافیک ارگانیک محسوب میگردد.
5. دستگاه ها (DEVICES)
این نوع بررسی دادههای عملکردی، بسیار ساده به نظر میرسد اما به همان اندازه نیز نادیده گرفته میشود. زمانی که بخش عمده کاهش عملکرد تنها به دسکتاپ یا موبایل مربوط باشد، دادههای مربوط به دستگاه ها میتوانند جهت شناسایی مشکلات احتمالی فنی یا تجربه کاربری (UX) در نسخه موبایل یا دسکتاپ سایت کمک کنند.
برای مثال، اگر کاهش ترافیک ارگانیک فقط در موبایل مشاهده شود، ممکن است مشکل به سرعت بارگذاری، رندر نشدن صحیح محتوا، تداخل عناصر تعاملی یا حتی خطاهای مرتبط با Mobile Usability مربوط باشد.
تصویر(7)
6. ظاهر جستجو (Search Appearance) و نقش آن در کاهش ترافیک ارگانیک
نتایج غنی (Rich Results) و ویژگیهای SERP فرصتی برای تمایز در صفحه نتایج جستجو و افزایش ترافیک از طریق نمایش بهینهشده درون نتایج فراهم میکنند. با استفاده از فیلتر Search Appearance در Google Search Console، میتوان ترافیک مربوط به انواع مختلف Rich Results و ویژگیهای SERP را مشاهده کرد:
- Forums
- AMP Top Story (صفحه AMP + نشانهگذاری Article)
- Education Q&A
- FAQ
- Job Listing
- Job Details
- Merchant Listing
- Product Snippet
- Q&A
- Review Snippet
- Recipe Gallery
- Video
این فهرست کامل، ویژگیهای احتمالی Rich Results است اما تنها فیلترهایی نمایش داده میشوند که دامنه موردنظر در آن نوع Search Appearance جایگاه داشته باشد.
اغلب گوگل قادر است این نوع نتایج را در صورت وجود دادههای ساختاریافته (Structured Data) در صفحات، ایجاد کند. استثنائات مهم شامل پرسش و پاسخ، نتایج ترجمهشده و ویدئو هستند.
بنابراین، زمانی که کاهش ترافیک ارگانیک مربوط به یک نوع خاص از Search Appearance مشاهده شود، میتواند نشانهای از وجود مشکل در Structured Data باشد.
تصویر(8)
برای بررسی مشکلات Structured Data میتوان از گزارشهای Enhancements در GSC استفاده کرد. استثنا در این بخش Product Snippet است که در منوی Shopping قرار دارد. این گزارشها تنها زمانی در منوی سمت چپ نمایش داده میشوند که گوگل اطلاعات مرتبطی از سایت در اختیار داشته باشد.
برای مثال، گزارش Product Snippets نشان میدهد که چرا برخی Snippet ها نامعتبر هستند و همچنین راهکارهایی برای بهبود نتایج معتبر ارائه میکند.
تصویر(9)
این اطلاعات هنگام بررسی عوامل فنی کاهش ترافیک ارگانیک ناشی از ویژگیهای خاص جستجو، بسیار ارزشمند هستند.
7. قابلیت Featured Snippets یا نتایج ویژه
زمانی که Featured Snippets یا نتایج ویژه برای اولین بار معرفی شدند، تغییر بزرگی در ساختار SERP ایجاد کردند که باعث کاهش قابلتوجه عملکرد نتایج ارگانیک سنتی شد.
امروزه AI Overviews همین تأثیر را ایجاد میکند. طبق تحقیقات انجام شده، نرخ CTR برای کوئریهایی که اکنون شامل AI Overview هستند، 61 درصد کاهش پیدا کرده است (این کوئریها حدود 21 درصد از جستجوها را تشکیل میدهند). این تأثیر برای کوئریهای اطلاعاتی (Informational Queries) شدیدتر است.
در شرایطی که رتبهها تقریباً ثابت باقی ماندهاند اما کاهش ترافیک ارگانیک مشاهده میشود، بررسی این موضوع که آیا تغییرات SERP عامل افت عملکرد بودهاند یا خیر، اهمیت زیادی دارد. Google Search Console اطلاعاتی درباره Featured Snippets و AI Overviews ارائه نمیدهد اما برخی ابزارهای سئو این قابلیت را دارند.
8. نوع جستجو
نوع جستجو (Search Type) یکی دیگر از روشهای فیلتر کردن دادههای گوگل سرچ کنسول است؛ بهویژه زمانی که با وجود رتبههای سالم و ثابت، کاهش ترافیک ارگانیک مشاهده میشود. جستجوی وب تنها یکی از بخشهای Google Search است. برای مثال، برخی از کاربران Google Image Search را استفاده می کنند.
دادههای عملکرد را بر اساس هر کدام از Search Type ها فیلتر کنید تا مشخص شود کدام نوع جستجو بیشترین تأثیر را بر کاهش عملکرد داشته است. سپس از این اطلاعات برای یافتن ارتباط میان افت عملکرد و علت اصلی آن استفاده کنید.

تصویر(10)
تصاویر، نمونه بسیار خوبی برای این موضوع هستند. تنها یک خط ساده در فایل robots.txt میتواند مانع خزش زیرپوشه ها توسط گوگل شود؛ زیرپوشهای که تعداد زیادی تصویر در آن قرار دارد. زمانی که این تصاویر از نتایج جستجوی تصاویر حذف شوند، کلیکهایی که از این نتایج دریافت میشدند نیز از بین میروند.
تا زمانی که دادهها به شکل مناسب بخشبندی نشوند، امکان شناسایی چنین مشکلی و علت واقعی کاهش ترافیک ارگانیک وجود نخواهد داشت.
9. بررسی تاثیر موقعیت جغرافیایی در کاهش ترافیک ارگانیک
اگر یک کسبوکار بهصورت فیزیکی در شهرهای مشخصی فعالیت داشته باشد، احتمالاً از قبل سیستم ردیابی عملکرد جغرافیایی را در یک ابزار فعال کرده است.
اما دامنههای مربوط به کسبوکارهای کاملاً آنلاین نباید دادههای جغرافیایی را نادیده بگیرند و کاهش ترافیک ارگانیک همچنان میتواند دلیلی برای بررسی دادههای مرتبط با موقعیت جغرافیایی باشد.
موقعیت جغرافیایی بر اساس کشور
اینکه برند تنها در یک کشور فعالیت میکند و محصولات یا خدمات خود را به همان کشور ارائه میدهد، به این معنا نیست که تمام ترافیک دامنه از همان کشور تأمین میشود. بررسی دادهها بر اساس کشور در گوگل سرچ کنسول، امکان بررسی این موضوع را فراهم میکند که آیا کاهش ترافیک از کشور هدف برند ایجاد شده است یا احتمالاً از کشوری دیگر می باشد.

تصویر(11)
اگر کاهش عملکرد مربوط به کشور دیگری باشد، باید بررسی شود که آیا این موضوع اهمیت دارد یا خیر. برای مثال، اگر سایت یک تولیدکننده محتوا باشد، احتمالاً این ترافیک اهمیت بیشتری دارد؛ در حالی که یک برند فروشگاهی ممکن است تمرکز بیشتری روی خریدهای انجامشده در کشور محل فعالیت خود داشته باشد.
محلی سازی یا Localization
زمانی که ابزارها رتبهبندیها را تنها در سطح کشور گزارش میکنند، تغییرات رتبه در بازارهای جغرافیایی خاص ممکن است پنهان بمانند. این اتفاق کاملاً رایج است و بازارهای بزرگ میتوانند تأثیر قابلتوجهی بر میزان ترافیک داشته باشند.
ابزارهایی مانند BrightLocal، Whitespark و Semrush امکان تحلیل رتبههای SERP در سطحی دقیقتر از گوگل سرچ کنسول را فراهم میکنند و دادهها را حتی تا سطح شهر ارائه میدهند.
برای بررسی اختلاف رتبهها میان شهرهای مختلف، میتوان نمونه کوچکی از کلمات کلیدی با بیشترین کاهش کلیک را انتخاب کرده و رتبه آنها را در موقعیتهای جغرافیایی مختلف بررسی نمود. این تحلیل مشخص میکند که آیا کاهش ترافیک ارگانیک تنها در برخی مناطق رخ داده یا کل بازار هدف را تحت تأثیر قرار داده است.
جمعبندی
کاهش ترافیک ارگانیک همیشه به معنای وجود یک مشکل مستقیم در سئو نیست؛ بلکه برای یافتن علت واقعی، بررسی دقیق دادهها و تحلیل بخشهای مختلف عملکرد سایت نیاز است. با بخشبندی دادهها بر اساس معیارهایی مانند URL، Query، Device، Search Appearance، Geography و User Intent میتوان ضمن شناسایی محل دقیق افت عملکرد، ارتباط آن را با عوامل فنی، محتوایی یا تغییرات بازار بررسی کرد.
یک تحلیل اصولی سئو تنها به بررسی کاهش اعداد محدود نمیشود؛ بلکه باید با بررسی الگوها، مقایسه دورههای زمانی، تحلیل رفتار کاربران و استفاده از ابزارهای مناسب، دلیل اصلی کاهش ترافیک ارگانیک مشخص گردد. ترکیب دادههای دقیق، ابزارهای تحلیلی و قابلیتهای AI میتواند روند شناسایی مشکلات را سریعتر کرده و مسیر بهبود رتبهها و بازیابی ترافیک ارگانیک را هموارتر کند.


